پژوهشكده تحقيقات اسلامى
59
عاشورا شناسى (فارسى)
آن حضرت در فكر آيندهء اسلام و مسلمين بود ، به خاطر اينكه اسلام در آينده و در نتيجهء جهاد مقدس و فداكارى او در ميان انسانها نشر پيدا كند و نظام سياسى و نظام اجتماعى آن در جامعه ما برقرار شود مخالفت نمود مبارزه كرد و فداكارى كرد . « 1 » او ( سيد الشهداء ( ع ) ) تكليف مىديد براى خودش كه بايد او با اين قدرت مقاومت كند و كشته بشود تا به هم بخورد اين اوضاع ، تا رسوا بكند اين قدرت را با فداكارى خودش و اين عدهاى كه همراه خودش بود . او ديد كه يك حكومت جائرى است كه بر مقدرات مملكت او سلطه پيدا كرده است ، تكليف خودش را ، تكليف الهى خودش را تشخيص داد كه بايد نهضت كند و راه بيفتد برود و مخالفت بكند و اظهار مخالفت و استنكار كند هر چه خواهد شد . در عين حالى كه به حسب قواعد معلوم بود كه يك عدد اينقدرى نمىتواند با آن عدهاى كه آنها دارند مقابله كند لكن تكليف بود . « 2 » لكن ( براى سيد الشهداء ( ع ) ) تكليف بود آنجا كه بايد قيام بكند و خونش را بدهد تا اينكه اين ملت را اصلاح كند ، تا اينكه اين عَلَم يزيد را بخواباند و همين طور هم كرد و تمام شد . خونش را داد و خون پسرهايش را داد و اولادش را داد و همه چيزهاى خودش را داد براى اسلام . « 3 » امام حسين ( ع ) نيروى چندانى نداشت و قيام كرد . او هم اگر نعوذ باللَّه تنبل مىبود مىتوانست بنشيند و بگويد تكليف شرعى من نيست كه قيام كنم . دربار اموى خيلى خوشحال مىشد كه سيدالشهدا بنشيند و حرف نزند و آنها بر خر مراد سوار باشند ، اما او مسلم بن عقيل را فرستاد تا مردم را دعوت كند به بيعت تا حكومت اسلامى تشكيل دهد و اين حكومت فاسد را از بين ببرد . اگر او هم در مدينه سر جايش مىنشست و وقتى آن مردك آمد و بيعت خواست نعوذ باللَّه مىگفت : بسيار خوب ! خوشحال مىشدند و دستش را هم مىبوسيدند . سيدالشهداء براى اسلام خودش را به كشتن داد . « 4 »
--> ( 1 ) . ولايت فقيه ، ص 161 . ( 2 ) . 4 / 15 . ( 3 ) . 2 / 208 . ( 4 ) . 8 / 48 .